تبليغاتX
وبلاگ پیام آوران صلح و دوستی

وبلاگ پیام آوران صلح و دوستی

طرح جهانگردی ایران در 5 قاره

سفر به خرمشهر به بهانه سالگرد آزادسازی این شهر استقامت به همراهی 150 هنرمند سینما

زمانی که از سینمای دفاع مقدس تماس گرفتند و دعوت کردند که همراه گروهی از هنرمندان سینمای کشورمان از جمله بازیگران، کارگردانان، مستندسازان و فیلمنامه نویسان به میزبانی انجمن سینما سفری به خرمشهر و آبادان و بازدید از مناطق جنگزده داشته باشیم، با استقبال از این دعوت منتظر زمان حرکت بودم. زیرا تا به حال مناطق جنگزده را ندیده بودم و تنها تصوری که از آنجا داشتم آنچه بود که از فیلم های دفاع مقدس دیده بودم. البته باید اذعان کنم تا قبل از خواندن کتاب "دا"، حتی دیدن اینگونه فیلم ها، تصویری درست از جنگ را برایم رسم نکرده بود. ولی با "دا" واقعاً درد و رنج، رشادت ها و ایثار مردم جنوب کشورمان را حس کردم.

 

مردم آزاده خرمشهر و آبادان که طی هشت سال جنگ تحمیلی، دسترنج سال ها کار و زندگی خود را یکباره از دست داده بودند، با شهادت و یا جراحت پدر، مادر، پسر، دختر و خانواده خود روبرو شدند. هشت سال جنگ، آزمونی بود که آنها ایمان و استقامت خود را سنجیدند. حال که بیش از بیست سال از پایان جنگ می گذرد، این عزیزان خالص و پاک، کماکان درد بی توجهی مسئولان را به دوش می کشند. شاید که نه، ولی حتماً ساخت و سازهایی در شهرشان اتفاق افتاده است ولی وقتی پای صحبت این عزیزان می نشینی، رنج نامه ای سخت پیش رویت باز می شود که اگر آن هشت سال را به امید پیروزی از پله ایمان پیموده بودند و این جنگ زورگویانه را با نیروی عشق سپری کرده بودند، ولی این بیست سال را بسیار سخت تر از آن گذرانده اند.

 

خرمشهر و آبادان تکه هایی از سرزمین آباد ایران زمین هست و شاید به حق عروس خوزستان می نامیدندشان. ولی عدم دسترسی به آب قابل شرب و برق پایدار، نبود فضای نشاط انگیز برای کودکان رنجدیده که نزدیکترین عزیزان خود را از دست داده اند و الان به امید فردایی بهتر به آینده نگاه می کنند، انباشته هایی از مخروبه ها و زباله ها تنها بخشی از دردنامه این عزیزان است.

 

آیا الان آن روز نیست که متخصصان جنوب کشور، چه آنهایی که شهر مخروبه و جنگزده خود را رها کرده اند تا زندگی بهتری را در شهری و کشوری دیگر تجربه کنند، دست در دست دولت به آبادسازی شهر مادری خود بپردازند!؟ آیا هشت سال و بیست سال تحمل شداید برای این مردم مقاوم کافی نیست!؟

+ نوشته شده در  شنبه نهم خرداد 1388ساعت 18:14  توسط شیرین نیازمند  | 

دیدار رکاب زنان صلح با پیام آوران صلح و دوستی

این هفته پذیرای دو کبوتر صلح بودیم. صمیمیت و عشق از چشم هایشان جاری بود. نسیم و جعفر ادریسی اخیراً از سفری دو ساله به دور دنیا بازگشته اند. این دو کبوتر صلح با کاشت درخت در کشورهای مختلف جهان، نه تنها پایبندی خود را به حفظ محیط زیست فریاد زدند، بلکه یادگاری از دوستی و محبت کاشتند که همسایگان آن درختان با سرکشی به آنها و آبیاری نهالان دوستی، در گسترش این حرکت ارجمند کوشا باشند و یادآور دغدغه انسان هایی پاک برای حفظ طبیعت برای نسل های بعدی.

آنها از صفا و صمیمیت مردمانی گفتند که ناشناس آنها را پذیرا می شدند، یاری می رساندند، با عشق مکان و غذا در اختیارشان قرار می دادند تا سهمی در این حرکت نمادین داشته باشند. دوستی و محبت یادگاری بود از این سفر، بدون در نظر گرفتن ملیت، نژاد و مذهب میزبانان هر آنچه در چنته داشتند پیش رو می گذاشتند و بسته به وسع مالی و توانایی خود از آنها پذیرایی می کردند.

این قدم اول بود. این رهروان دوستی با این قدم، تصمیم دارند راسخ تر از پیش حرکت کرده و فعالیت های بشردوستانه خود را ادامه دهند. مهم اقدام برای برداشتن گام اول است.

باشد که این سلسله دوستی، پایدار باشد و رهروانی جدید در این مسیر گام نهند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388ساعت 13:9  توسط شیرین نیازمند  | 

ملاقات با صلح طلبان آمریکایی و ژاپنی

گروهی دیگر از صلح طلبان آمریکایی، فعال در NGO های مختلف صلح و عدم خشونت سفری 12 روزه به ایران داشتند. این گروه از مردان و زنان که دغدغه صلح جهانی و دوستی پایدار بین ملل دارند، با دیدی روشن و قلبی پاک به ایران آمدند تا از نزدیک با NGO های ایرانی آشنا شوند و نظر آنها و مردم ایران را نسبت به رابطه بین ایران و آمریکا و دیدگاه جهانی ایرانیان را بشنوند.

این گروه شش نفره که به سرپرستی دیوید هارتسو (David Hartsough)، با گروه های مختلف ایرانی و نمایندگان ادیان مختلف در مجلس دیدار داشتند، با یاد و خاطره خوب از ایرانیان و عشق ایرانیان به صلح و دوستی، ایران را ترک کردند. آنها بسیار کنجکاو بودند که با فعالیت های صلح دوستانه ایرانیان آشنا شوند و تبادل اطلاعات داشته باشند، تا با دستی پر به کشور خود بازگردند تا جامعه آمریکاییان را نسبت به ایران و ایرانی آگاه سازند. به گفته آنان تبلیغاتی که علیه ایران در آمریکا وجود دارد، بسیار متفاوت با آن چیزی است که ما اینجا از نزدیک می بینیم. ما ایرانیان را بسیار پر غرور و صمیمی دیدیم و امیدواریم که در رسالت خود و معرفی ایرانیان قدم مثبتی برداریم.

لوییس (Louis) یکی از اعضای این گروه می گفت، آمریکا که یک کشور نوپا در مقابل ایران است، چگونه می تواند به خود اجازه حمله به کشوری با فرهنگ غنی و دیرینه را بدهد!؟

از نکات جالب سفر این صلح دوستان دوستان آمریکایی به ایران، تقارن با سفر یک هیئت از پزشکان صلح دوست ژاپنی به ایران بود.

این هیئت ژاپنی که به دعوت یکی از NGO های ایرانی به ایران دعوت شده بودند برای تبادل اطلاعات و تجربیات جهت درمان و یا کاهش دردهای قربانیان شیمیایی به ایران سفر کرده بودند. باید گفت که ایران پس از ژاپن، رتبه دوم را از نظر تعداد قربانیان سلاح های شیمیایی در جهان دارد.

طی جلسه ای مشترک که با حضور صلح دوستان آمریکایی، ژاپنی و ایرانی در موزه صلح تهران برگزار شد، حمایت و معرفی یکدیگر سر لوحه کار قرار گرفت. لوییس صلح طلب آمریکایی با ذکر اینکه من به عنوان یک شهروند آمریکایی از اینکه زمانی دولتمردان مملکت من موجب مرگ و قربانی کردن هزاران هزار ژاپنی با بمب اتمی شده اند، شرم دارم و متاسف هستم. در برابر پزشک ژاپنی با تقدیر از این دوست آمریکایی اظهار داشت، این بهترین پیام از طرف مردم آمریکا است که من می توانم به هموطنان خود منتقل کنم، از وی سپاسگزاری کرد و گفت که ما به دنبال مقصر نیستیم فقط می خواهیم مردم جهان عبرت بگیرند، درد این واقعه را فراموش نکنند و در همه کشورها در برابر استفاده از سلاح های شیمیایی بایستند.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387ساعت 13:12  توسط شیرین نیازمند  | 

بیانیه تشکل های فعال صلح طلب

شنبه 14 دی تشکل های مردم نهاد صلح طلب در موزه صلح گردهم آمدیم تا با بررسی دیدگاه های یکدیگر به انجام برنامه های مشترک و موثر در زمینه صلح بپردازیم.

یکی از این برنامه ها، تهیه بیانیه ای مشترک در زمینه مردم غزه بود. متاسفانه در فرصت اندکی که داشتیم نتوانستیم به بک دیدگاه مشترک و در نتیجه به یک بیانیه مشترک برسیم. تفاوت اصلی در طرح بیانیه دفاع کردن از فلسطین و محکوم کردن اسراییل بود. تقریباً نیمی از تشکل ها اعتقاد به محکوم کردن اسراییل و حمایت از فلسطین داشتند و نیمی دیگر بر حذر بودن از این دیدگاه را پیش گرفتند. البته همگی اظهار همدردی با خانواده های عزیز غزه را داشتیم و قلب هر انسانی قطعاً با این وقایع به درد می آید ولی هر شخص و یا گروهی باید با تکیه بر شریعت و رسالت خود عکس العمل مناسب نشان دهد. ما "پیام آوران صلح و دوستی" با دیدگاه زیر به عنوان مخالف، اعلام نظر کردیم.

 تشکل های مردم نهاد صلح طلب، وطیفه شان پیشبرد صلح در جامعه مدنی است. حال این صلح را می توان در قالب بین کشوری دید، یا در قالب های بین قومی، خانواده، محیط زیست و غیره.

پس این تشکل ها هیچگاه نیاید نقش قاضی که حکم می کند، نقش وکیل که از طرف دعوی جانبداری می کند و یا نقش دادستان که بر علیه طرف دعوی اقامه دعوا می کند را بازی کند. این تشکل ها وظیفه سنگین دیدن، شنیدن، بررسی عمیق کردن و  قضاوت نکردن و وارد دعوا نشدن را به عهده دارند. از این جهت می گویم سنگین، زیرا که برای انسان که شاهد برخورد و منازعه ای است، بسیار سخت که به قضاوت ننشیند. عموماً مردم سریعاً در مورد مورد پیش آمده به قضاوت و نهایتاً پیشداوری می نشینند. پس پرهیز از این کار کمی سخت به نظر می آید.

 نهاد های مردمی صلح طلب و سازمان های بین المللی باید فقط نقش تلطیف کننده و رفع شبهات و اختلاف نظرات را داشته باشند، نه اینکه هیزم آتش شوند تا با جانبداری از یک طرف و کوبیدن طرف دیگر دعوا به این آتش دامن بزنند. نهادهای مردمی صلح طلب باید فقط با فشار آوردن به سازمان های بین المللی و تکرار مکرر خواسته های خود مبنی بر دخالت های منصفانه و بررسی دقیق مشکل و تلاش در جهت رفع آن بکوشند.

 در جایی که دولت های دیگر و یا سازمان های دیگر ممکن است تحت تاثیر منافع سیاسی و یا اقتصادی و یا حتی اشتراکات قومی و عقیدتی به جانبداری از یک طرف بپردازند، و هیزم این آتش شوند، نقش تشکل های مردمی صلح طلب و سازمان های بین المللی بسیار پررنگ و حایز اهمیت است.

 نظر شما چیست؟

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم دی 1387ساعت 13:42  توسط شیرین نیازمند  | 

جلسه شورای گسترش فرهنگ صلح

هفته پیش شورای گسترش فرهنگ صلح جلسه مفیدی را پشت سر گذاشت. دبیری جلسه از یکی از پیشکسوتان و فعالان به یکی دیگر از اعضا منتقل شد. تصمیمات عمده ای در جهت گسترش فعالیت های آموزشی گرفته شد. تشکیل بخش ویژه آموزشی جهت تهیه و تدوین منابع به روز آموزشی از مراکز داخلی و بین المللی از پر اهمیت ترین و موثرترین تصمیمات جلسه بود.

فعالیت اصلی شورا، اجرای کارگاه های آموزشی صلح برای اصناف مختلف و  اشخاص علاقمند به فعالیت های صلح می باشد.

در واقع عمر زیادی از فعالیت های آموزشی صلح در ایران نمی گذرد و هنوز باب مباحث آموزشی صلح به دانشگاه های کشور کشیده نشده است. امید داریم با فعالیت های مستمر شورای گسترش فرهنگ صلح بتوانیم پای مباحث صلح و در صلح زیستن را به مدارس و دانشگاه های کشور نیز باز کنیم.

قطعاً آموزش صلح چیزی نیست که در بزرگسالی آموزش داده شود. یعنی آنقدر که آموزش در کودکی موثر و پایدار است، در بزرگسالی نیست. پس آموزش صلح در خانواده و در مدارس اهمیت بیشتری دارد. قبل از اینکه یک سری عادات بد در ما شکل بگیرد، و قبل از اینکه یک سری خصوصیات جاه طلبی در شخصیت ما پا بگیرد.

یکی از عادات خوبی که ما را به زیستن در صلح یاری می دهد، برگرفته از ضرب المثل خوب ایرانی است؛ "آنچه بر خودت نمی پسندی، بر دیگری نپسند".

اگر انسان ها کمی عمیق به همین نکات ساده  همزیستی که بارها و بارها آنها را می شنویم و ساده از کنار آنها می گذریم، نگاه کنند، مطمئنا از خیلی خصلت های ناپسند دوری می کنند.

کارگاهی صلح که چند وقت پیش در انگلستان از طرف یکی از فعالان صلح برگزار شد، کارگاه "عمیق شنیدن و تمرکر" بود. در واقع همین نکات ساده است که روزانه تمرین می خواهد و مرور برای مسالمت آمیز زیستن.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم آذر 1387ساعت 17:57  توسط شیرین نیازمند  | 

کارگاه صلح در CSU

صلح در روی زمین بیشتر شبیه یک ایده آل فانتزی به نظر می آید، ولی هستند افرادی در این کره خاکی که فعالانه برای وقوع این اتفاق خوشایند با تمام وجود تلاش می کنند.

ریچارد روک (Richard Reoch)، فعال کانادایی که در حال حاضر در لندن زندگی می کند، یکی از این افراد است. وی با اجرای کارگاه های ویژه صلح نقش نمادینی در آموزش زیستن در صلح را ایقا می کند.

تکنیک های آموزشی روک بسیار ساده و عملی است. او با آموزش صحیح شنیدن و مدیتیشن که خود آن را "مهارت طبیعی که هر کسی قادر به فراگیری می باشد"، می نامد. به گفته وی:"شما فقط باید بفهمید که چگونه این کار را انجام دهید و زمان برای انجام آن صرف کنید."

وی تاکید می کند که یکی از راه های رسیدن به صلح در هر منازعه ای، خوب گوش کردن و ایجاد فضای اعتماد است. در واقع در بسیاری از منازعات، افراد به یکدیگر گوش می کنند، در صورتی که گفتگو سرسری و صوری انجام شود، همین موجب بروز اختلاف به شکل دیگر خواهد بود. افرادی که با یکدیگر اختلاف دارند باید واقعاً به یکدیگر گوش بسپرند و به دنبال زمینه های مشترک بگردند. ما در واقع ما تمام هوش و حواسمان به صحبت های طرف مقابل گوش نمی کنیم و ذهنمان درگیر قضاوت کردن درباره طرف مقابل است و یا جمله ای می خواهیم در جواب به او بدهیم. تمرین عمیق گوش دادن به ما می آموزد که از عادت پچ پج کردن ذهنمان پرهیز کنیم. حضور و گوش سپردن به طرف مقابل ایجاد فضای مثبت و تجربه قدرتمند همدردی برای طرف مقابل می کند که روک این دو را به عنوان پیچ و مهره همدردی می نامد.

همچنین مدیتیشن مهارت دیگری است که روک به علاقمندان شرکت در این کارگاه ها می آموزد به عنوان روشی که نه تنها برای کاهش استرس کاربرد دارد، بلکه بر اختلاف نیز به شکل موثری تاثیر می گذارد. مدیتیشن تمرین اصلی در آیین بودا می باشد که انجام روزانه آن هم برای سلامتی روح و هم برای بدن بسیار مفید است.

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم آذر 1387ساعت 13:0  توسط شیرین نیازمند  | 

دیدار با دوستان صلح جوی آمریکایی

زمانی که انسان فعالیت های صلح جویانه انجام می دهد، یافتن دیگر دوستان در این زمینه نیز به انسان روحیه و عشق بیشتری برای تلاش می دهد. اینکه در جای جای این دنیای بزرگ، هستند کسانی که فقط به پول فکر نمی کنند و قلبشان برای سرزمینشان و دیگر انسان ها فارغ از جنسیت، ملیت، مذهب و نژاد می تپد، باعث شعف می شود.

CodePink in IRAN

دو روز پیش دیداری با چند نماینده صلح جو "بانوان آمریکایی" Ann Wright, Medea Benjamin, Jodie Evans َََاز فعالان صلح که به عنوان دیپلمات های آمریکایی همراه با راهنمای ایرانی خانم لیلا زند فرسنگ ها راه دور را طی کرده بودند تا به ایران بیایند و از نزدیک با دیگر هم فکرانشان آشنا شوند، داشتم. آنها مثل ما، انسان های ساده که فقط به خود نگاه نمی کنیم و می خواهیم شاید با کمک همدیگر بتوانیم کاری مثبت برای این دنیای غرق در مادیات و جاه طلبی ها، انجام دهیم به ایران سفر کرده بودند. چه صمیمی و چه مهربان بودند. آنها خسته و دلزده از جنگ خواهی و جنگ جویی سردمداران کشورشان و با صدای عشق با ما صحبت می کردند. مسیحیانی که می دانستند مسلمانان ایران نیز به دنبال جنگ نیستند و سعی داشتند تا حرف و خواسته ما را بشنوند و از زبان خود برای دیگر آمریکایی ها بیان کنند.

کسانی که بارها و بارها در میتینگ ها و نشست های متفاوت در کشورشان شرکت کردند تا نجنگیدن علیه ایران و عراق را فریاد بزنند. آنها نیز معتقد بودند و هستند که مردم می توانند خواسته شان را به سردمداران جاه طلب القا کنند و می توانند در این راه مثمر ثمر باشند.

به امید صلح پایدار!

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم آذر 1387ساعت 13:7  توسط شیرین نیازمند  | 

راه انداری سایت برادران امیدوار

سایت رسمی برادران امیدوار نیز راه اندازی شد.

برادران امیدوار در سال ۱۳۳۳ با موتور و ماشین سفرهای بسیار هیجان انگیز جهانی داشتند و به عنوان اولین جهانگردان ایرانی محسوب می شوند.

برای دیدن عکس ها و فیلم های بسیار زیبا که در نوع خود منحصر به فرد می باشند، و خواندن تجربه های شخصی ایشان می توانید به سایت آنها مراجعه کنید.

برادران امیدوار

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم آذر 1387ساعت 12:53  توسط شیرین نیازمند  | 

نقش دین در آینده کودک

"نقش دین در آینده کودک" عنوان جلسه علمی-تخصصی ای بود که در موسسه گفتگوی ادیان در خدمت دیگر دوستان و فعالان حوزه کودک با حضور صمیمی مصطفی رحماندوست به عنوان سخنران بودم.

حضور نماینده یونیسف و اعضای دیگر ادیان نشان دهنده اهمیت این عنوان بر آینده جهان داشت.

به عنوان یک فرد استفاده مفیدی از این جلسه بردم و قادر به آموزش و برخورد صحیح با کودک خود یا کودک نزدیکانم می باشم. ولی آیا بیش از این هم می توان کاری کرد؟

دین مقوله ایست که آموزش آن به کودک باید در سنین مختلف متفاوت باشد. ولی این تفاوت در کشور ما اصلا رعایت نمی شود. گاهی یک آموزش غلط و ناصحیح عواقبی بلند مدت می تواند به بار بیاورد.

کودک، فارغ از اینکه چه ملیتی دارد و چه مذهبی دارد (شاید بهتر است بگویم پدر و مادرش چه مذهبی دارند)، از دین باید فقط عشق و دوست داشتن را بیاموزد و بس. از دین باید انسانیت را بیاموزد و بس.

کودک نباید درگیر مسایل بزرگترها که جنگ و ناملایمات است بشود. به کودک چه ربط دارد که مملکتش چه دشمنانی دارد. چرا باید کودک را درگیر مسایلی کرد که هنوز قدرت تجزیه و تحلیل آن را ندارد. چرا باید به او نفرت داشتن را آموخت. نفرت آموزی، وسیله ای برای ابراز هم می خواهد. پس کودک خیلی زود فرا می گیرد که می توان به کسی و یا چیزی که ازش متنفر است، ناسزا بگوید، از اسباب بازی های ناپسند که عده ای فقط برای کسب درآمد تولید می کنند مانند اسلحه و شمشیر استفاده کند. او در خیالش با این آدم های بد که بزرگترها برایش ساخته و پرداخته اند، می جنگد و ناسزا می گوید. و خوب چون با اون آدم بدها می جنگد، کسی به او ایراد هم نمی گیرد، تازه شاید تشویق هم بشود!

کم کم این کودک دوست داشتنی، در موقعیت های مختلف جای دوست و دشمن را اشتباه می گیرد و چون جنگ ورزی و ابراز آن را یاد گرفته است حتی با دوستی که در بازی با او کمی دچار مشکل شده است، را دشمن می بیند و با او همان می کند که در خیال با دشمن می کرد.

می بینیم که چه راحت روح یک انسان کوچولوی دوست داشتنی را از حالت صلح به حالت جنگ کشاندیم! کاش کمی تفکر کنیم در آنچه که باید به کودک بیاموزیم به خود غره نشویم که باسواد هستیم. کاش کمی جستجو و تحقیق کنیم و نظر صاحب منصبان و روانشناسان کودک را جویا شویم و یا حداقل مطالعه کنیم.

این ما بزرگتر ها هستیم که با شیوه غلط آموزشی در منزل، مهدکودک (مدیران و مربیان)، مدرسه (مدیران و معلمان) کودک صلح جو را کینه جو بار می آوریم. و آنوقت دیگر بزرگسالان باید به دنبال راه حل برای صلح جهانی بگردند و بگردند! دریغ و افسوس.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم آبان 1387ساعت 15:30  توسط شیرین نیازمند  | 

همراه و همنورد صلح و دوستی از میانمان پر کشید

ظهر یازدهم شهریور بود که تلفن زنگ زد، زنگی شوم که همراه خود قلبمان را تکان داد و ما را مات و مبهوت کرد. مبهوت از دست دادن یار و همراه جدیدمان "سعید حسینی". خبر تکان دهنده مرگ او در سقوط کاروان همیشگی مرگ.  دیگر برایمان عادی شده که خبر از سقوط هواپیمایی را بشنویم. ولی باورمان نمیشد که این بار یار صلح و دوستی را با این کاروان مرگ از دست داده ایم. او در راه بازگشت از قرقیزستان و پس از صعود از قله های آن کشور دیگر به زمین برنگشت.

"سعید" کوهنورد گروهمان بود. مردی بلند قامت و چهارشانه. قلبی بزرگ و مهربان داشت. کلامی صمیمی و دلنشین. وقتی کسی را از دست می دهیم آن موقع صفات رنگ وارنگ خوبی از او ردیف می کنیم. ولی وقتی یاری زنده است، شاید بیشتر روی نکات منفی شخصیتش کلید می کنیم. چه عادت بدی داریم! ولی واقعا در بودن سعید هم فقط خوبی از او دیدیم و خوبی های او را باور داشتیم.  به قول یکی از اعضای گروه نام او همیشه با صعود همراه است و این بار روحش به آسمان صعود کرد.

   

     

آشنایی گروه با سعید برمی گردد به تابستان پارسال. زمانی که گروه قصد کرد با گردهمایی عده ای از داوطلبان کوهنورد و اعضای گروه پیام آوران صلح و دوستی تیمی را جهت صعود به قله دماوند اعزام کند تا پرچم صلح و دوستی را بر فزار قله برافراشند. سعید همراه دخترش ندا و دو یار دیگرش آقای نعمتی و دختر او مژده به ما پیوستند. نهایتا تیمی 15 نفره تشکیل شد که همراه توری به بدرقه آنها به پای کوه همیشه استوار دماوند رفتیم.

بعد از آن حرکت بززگ ورزشی فرهنگی بود که سعید را بیشتر و بیشتر شناختیم. الفت و انسی بین ما در گرفت و قرار شد که برنامه های متنوع ورزشی فرهنگی دیگری را در ایران و خارج از ایران ترتیب دهیم. او قرار بود یکی از همراهان و همسفرانمان به دور دنیا باشد.

سعید می گفت: "نام گروه شما من را جذب کرد. همیشه دلم می خواست که در یک چنین حرکت فرهنگی-اجتماعی شرکت کنم."

این تازه شروع همکاری ما با یکدیگر بود. نام او، قلب بزرگ و مهربانش را هیچگاه فراموش نخواهیم کرد. او با ماست. هر جا که باشیم. در تمام برنامه های صلح و دوستی در کنار ما خواهد بود. روحش شاد و یادش گرامی باد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387ساعت 12:39  توسط شیرین نیازمند  |