نقش دین در آینده کودک
حضور نماینده یونیسف و اعضای دیگر ادیان نشان دهنده اهمیت این عنوان بر آینده جهان داشت.
به عنوان یک فرد استفاده مفیدی از این جلسه بردم و قادر به آموزش و برخورد صحیح با کودک خود یا کودک نزدیکانم می باشم. ولی آیا بیش از این هم می توان کاری کرد؟
دین مقوله ایست که آموزش آن به کودک باید در سنین مختلف متفاوت باشد. ولی این تفاوت در کشور ما اصلا رعایت نمی شود. گاهی یک آموزش غلط و ناصحیح عواقبی بلند مدت می تواند به بار بیاورد.
کودک، فارغ از اینکه چه ملیتی دارد و چه مذهبی دارد (شاید بهتر است بگویم پدر و مادرش چه مذهبی دارند)، از دین باید فقط عشق و دوست داشتن را بیاموزد و بس. از دین باید انسانیت را بیاموزد و بس.
کودک نباید درگیر مسایل بزرگترها که جنگ و ناملایمات است بشود. به کودک چه ربط دارد که مملکتش چه دشمنانی دارد. چرا باید کودک را درگیر مسایلی کرد که هنوز قدرت تجزیه و تحلیل آن را ندارد. چرا باید به او نفرت داشتن را آموخت. نفرت آموزی، وسیله ای برای ابراز هم می خواهد. پس کودک خیلی زود فرا می گیرد که می توان به کسی و یا چیزی که ازش متنفر است، ناسزا بگوید، از اسباب بازی های ناپسند که عده ای فقط برای کسب درآمد تولید می کنند مانند اسلحه و شمشیر استفاده کند. او در خیالش با این آدم های بد که بزرگترها برایش ساخته و پرداخته اند، می جنگد و ناسزا می گوید. و خوب چون با اون آدم بدها می جنگد، کسی به او ایراد هم نمی گیرد، تازه شاید تشویق هم بشود!
کم کم این کودک دوست داشتنی، در موقعیت های مختلف جای دوست و دشمن را اشتباه می گیرد و چون جنگ ورزی و ابراز آن را یاد گرفته است حتی با دوستی که در بازی با او کمی دچار مشکل شده است، را دشمن می بیند و با او همان می کند که در خیال با دشمن می کرد.
می بینیم که چه راحت روح یک انسان کوچولوی دوست داشتنی را از حالت صلح به حالت جنگ کشاندیم! کاش کمی تفکر کنیم در آنچه که باید به کودک بیاموزیم به خود غره نشویم که باسواد هستیم. کاش کمی جستجو و تحقیق کنیم و نظر صاحب منصبان و روانشناسان کودک را جویا شویم و یا حداقل مطالعه کنیم.
این ما بزرگتر ها هستیم که با شیوه غلط آموزشی در منزل، مهدکودک (مدیران و مربیان)، مدرسه (مدیران و معلمان) کودک صلح جو را کینه جو بار می آوریم. و آنوقت دیگر بزرگسالان باید به دنبال راه حل برای صلح جهانی بگردند و بگردند! دریغ و افسوس.