سفر به خرمشهر به بهانه سالگرد آزادسازی این شهر استقامت به همراهی 150 هنرمند سینما
زمانی که از سینمای دفاع مقدس تماس گرفتند و دعوت کردند که همراه گروهی از هنرمندان سینمای کشورمان از جمله بازیگران، کارگردانان، مستندسازان و فیلمنامه نویسان به میزبانی انجمن سینما سفری به خرمشهر و آبادان و بازدید از مناطق جنگزده داشته باشیم، با استقبال از این دعوت منتظر زمان حرکت بودم. زیرا تا به حال مناطق جنگزده را ندیده بودم و تنها تصوری که از آنجا داشتم آنچه بود که از فیلم های دفاع مقدس دیده بودم. البته باید اذعان کنم تا قبل از خواندن کتاب "دا"، حتی دیدن اینگونه فیلم ها، تصویری درست از جنگ را برایم رسم نکرده بود. ولی با "دا" واقعاً درد و رنج، رشادت ها و ایثار مردم جنوب کشورمان را حس کردم.

مردم آزاده خرمشهر و آبادان که طی هشت سال جنگ تحمیلی، دسترنج سال ها کار و زندگی خود را یکباره از دست داده بودند، با شهادت و یا جراحت پدر، مادر، پسر، دختر و خانواده خود روبرو شدند. هشت سال جنگ، آزمونی بود که آنها ایمان و استقامت خود را سنجیدند. حال که بیش از بیست سال از پایان جنگ می گذرد، این عزیزان خالص و پاک، کماکان درد بی توجهی مسئولان را به دوش می کشند. شاید که نه، ولی حتماً ساخت و سازهایی در شهرشان اتفاق افتاده است ولی وقتی پای صحبت این عزیزان می نشینی، رنج نامه ای سخت پیش رویت باز می شود که اگر آن هشت سال را به امید پیروزی از پله ایمان پیموده بودند و این جنگ زورگویانه را با نیروی عشق سپری کرده بودند، ولی این بیست سال را بسیار سخت تر از آن گذرانده اند.
خرمشهر و آبادان تکه هایی از سرزمین آباد ایران زمین هست و شاید به حق عروس خوزستان می نامیدندشان. ولی عدم دسترسی به آب قابل شرب و برق پایدار، نبود فضای نشاط انگیز برای کودکان رنجدیده که نزدیکترین عزیزان خود را از دست داده اند و الان به امید فردایی بهتر به آینده نگاه می کنند، انباشته هایی از مخروبه ها و زباله ها تنها بخشی از دردنامه این عزیزان است.
آیا الان آن روز نیست که متخصصان جنوب کشور، چه آنهایی که شهر مخروبه و جنگزده خود را رها کرده اند تا زندگی بهتری را در شهری و کشوری دیگر تجربه کنند، دست در دست دولت به آبادسازی شهر مادری خود بپردازند!؟ آیا هشت سال و بیست سال تحمل شداید برای این مردم مقاوم کافی نیست!؟
